جیب خالی دارم...خرده پولی... سر سوزن عقلی
دوستانی دارم بهتر از عزرائیل! درسهایی بدتر از تلخی زهر !!!
و کلاسی که در این دانشگاه است.جنب دستشویی ها...
جنب آن سلف خراب..من یک دانشجویم...چشمهایم کم سو..
کله ام بی مو..درس کفاره ی من!
من جنون را هر دم در میان جزوه هایم می بینم...
در کتابم جریان دارد چرت..جریان دارد پرت..همه ی فکر و خیالم متزلزل شده است
جزوه هایم را وقتی می خوانم که امتحانش فرداست!!!
برگه ی تقلب را من با غفلت مراقب عزیز می خوانم پی خونسردی خود!!!
اهل درسم پیشه ام بیکاریست..
گاه گاهی در می روم از توی کلاس تا سلف...
تا که با خوردن دوغ و شکلات این دل سوخته ام خنک شود...
چه خیالی...چه خیالی!!!
می دانم از پس ناچاری است..
خوب میدانم آخر ترم کار من زاری است !!!
مهريه عرفاني: پانصد هزار شاخه گل و نوشتن ديوان شمس
پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد
مهريه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و
يك جلد ديوان شمس تبريز به خط خودش در نظر بگيرد
، نمىدانست چند سال بعد بايد چند هزار
بيت شعر ديوان شمس را بنويسد
.
به نوشته « ايران»، چندى پيش، زنى جوان به
شعبه 264 دادگاه خانواده 121 مراجعه و با
ارائه دادخواست طلاق به قاضى نحوى گفت:
چند سال پيش بود كه جوان مهندسى به خواستگارىام آمد.
از همان اول تصميم گرفتم كه بناى زندگىمان را
بر پايه تفاهم و عشق و عرفان بگذارم اين بود
كه براى مهريهام، پانصد هزار شاخه گل سرخ
و ديوان شمس به خط شوهرم و چهارده سكه
بهار آزادى تعيين كردم.
فكر مىكردم اگر او
حاضر شود چنين مهريهاى را بپذيرد،
بايد از انديشه بالايى برخوردار
باشد
وى گفت: او هم پذيرفت و ما بعد از ازدواج،
زندگى مشتركمان را آغاز كرديم.
در اين مدت با اينكه از نظر عقيدتى ميان من و
شوهرم تفاوتهايى بود و گاهى مشكل پيدا مىكرديم
ولى من سعى مىكردم با گذشت باعث حفظ زندگى
مشتركم شوم.
وى ادامه داد: تا اينكه بعد از چند سال، روز به روز
بر اختلاف ميان من و اواضافه شد و شوهرم و من
به اين نتيجه رسيده ايم كه ديگر امكان ادامه اين
زندگى وجود ندارد و به همين علت من به دادگاه
خانواده مراجعه كرده و تقاضاى دريافت مهريه و
طلاق دارم .
با درخواست اين زن جوان، قاضى دستور
احضار اين مرد را به دادگاه داد. اين مرد جوان
در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى!
من و همسرم با اينكه از ابتدا سعى داشتيم
تا پايههاى زندگى مشتركمان را استحكام ببخشيم
موفق نشديم و به همين علت من هم فكر مىكنم بهتر
است
تا از يكديگر جدا شويم .
وى گفت: طبق مهريهاى كه براى همسرم تعيين كردهام،
بايد ديوان شمس را به خط خودم براى او
بنويسم و پانصدهزار
شاخه گل به او بدهم .
قاضى نحوى پس از استعلام از اتحاديه گلفروشان
، قيمت پانصدهزار شاخه گل را كه بخشى از
مهريه عروس جوان بود، 150ميليون تومان
محاسبه كرده و در حكمى به داماد جوان اعلام شد
كه وى موظف به پرداخت 150 ميليون تومان ـ
قيمت پانصد هزار شاخه گل سرخ ـ چهارده
سكه بهار آزادى و
نوشتن از روى اشعار ديوان شمس تبريزى است.
اي خاك بر سرت مهندس
کاش شمعدانی ها نمی رند
فرض كنيد كه در منزل مشغول تماشاي تلويزيون به همراه خانواده هستيد. اس ام اسي دريافت مي كنيد از g.f مربوطه که از شما می خواهد به تریای معروف و شیکی بروید و شما که به وضع مالی تان می اندیشید فقط پول اتوبوس را دارید که تا آنجا بروید و باید پیاده برگردید . چند روز قبل هم کادوی گران قیمتی برای g.f مربوطه خریده اید و تا 3 روز دیگر که پول تو جیبی می گیرید باید دست به عصا راه بروید . و خرج اضافه نتراشید . راه های زیر برای خلاص شدن از موقعیت بحرانی شما توصیه می شود :
1- به خاطر دلتنگی فراوان که به شما چیره شده سر قرار حاضر شوید و بیشتر از روزهای قبل برای طرف افه های عاشقی بیایید . بعد تا می توانید سفارش های جور وا جور بدهید . یک ربع قبل از خداحافظی فیلم " یادم رفته کیف پولم رو بردارم . " رو بازی کنید . (در این صورت پیاده هم بر نمی گردید .)
2- اگر فکر می کنید دلتان یرای این یکی g.f زیاد تنگ نشده و بیشتر مایلید اون یکی رو زیارت کنید یک اس ام اس با این مضمون براش بفرستید که : عزیزم ! متاسفم ! من الان توی بخش " C C U " بیمارستان هستم ! مامانم وقتی شنید می خوام با تو ازدواج کنم حالش بد شد و بستری ش کردند . او.نم از ترس و عذاب وجدانی که داره اصلا یادش می ره چه پیشنهادی داده بوده . با این کار یک تیر و دو نشون می زنید و طرف فکر ازدواج با شما روهم از سرش بیرون می کنه . (در این صورت پیاده هم بر نمی گردید .)
3- شروع به تملق گویی پدر جان کنید و سوئیچ ماشینش را بگیرید و وقتی سر قرار حاضر شدید به او بگوئید :عزیزم من در این فضا نمی تونم نفس بکشم . چون زیادی احساسی شدم و هیجان بهم وارد شده باید بریم توی فضای آزاد ! و اونو ببرید توی یه بیابون بی آب و علف و برهوت که تا شعاع بیست کیلومتری هیچ فروشنده ای پیدا نشه . (در این صورت پیاده هم بر نمی گردید .)در ضمن فکر منحرف هم ممنوع !
4- به او پیشنهاد دهید از یکی از دوستانش دعوت کند که با B.F اش به محل بیایند تا شما هم با آنها آشنا شوید . و بعر از گذراندن آن روز به خوبی و خوشی یک ربع قبل از رفتن با g.f تان دعوای مختصری راه بیندازید و قهر کنید و از تریا خارج شوید . (در این صورت پیاده بر می گردید .) البته راه حل شماره 4 به عنوان آخرین راه حل پیشنهاد می شود و ممکن است تشعشعات آن تا چند روز آینده شما را بیچاره کند.
مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند. عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد.
ممکن است ذاتاً یک نویسنده یا شاعر به دنیا نیامده باشید، درست است. اما توانایی انتخاب دارید. پس بهترین و زیباترین عبارت عاشقانه را انتخاب کنید که حرف دلتان را به عزیزتان برساند تا او بفهمد که در عمق ذهن و قلبتان چه می گذرد.
وقتی کلمات به یاریتان نمی آیند، اجازه بدهید عبارات عاشقانه کمک حالتان باشند. اجازه بدهید عبارات عاشقانه به شما کمک کند افکارتان را به زیبایی بر صفحه کاغذ نقاشی کنید.
چه برای کارت تبریک روز ولنتاین باشد، چه برای سالگرد دوستی یا ازدواج، یا نامه ها یاایمیل های عاشقانه، اگر نمی دانید چه بگویید و چه بنویسید، اصلاً نگران نباشید.
با عبارات عاشقانه عشقتان را جاری کنید و ببینید که این جملات چطور به کارت، نامه یا پیام شما جان می بخشد.
چرا همین امروز امتحان نمی کنید؟
10 نمونه از بهترین عبارات عاشقانه
1) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." ? سام کین
2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." ? جولیا رابرتز
3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." ? ناشناس
4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." ? آنتونیو دو سنت اگزوپری
5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." ?هانس نوون
6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." ?کی نودسن
7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." ? ناشناس
8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند?باید آنها را با قلبتان احساس کنید." ?هلن کلر
9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." ? فرانکلین پی جونز
10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." ? هرمان هسه
می رم جائی که اسمی از تو نشنوم
جائی که دیگه حرفی از تو نشنوم

۱ - خاله
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.
۲- عمه
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك).
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.
مشاغل كاذب: Match-Making
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
ترجيع بند: دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام!)
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.
۳- دايي
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود.
زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
ترجيع بند: همه چيز زير سر اين انگليساست.
سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد.
۴- عمو
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.
غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است
روزش....شب!!

